دربرابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟

:: دربرابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟

تاریخ به هیچ بهانه به اهل خشونت ارفاق نمی کند.

اگر درست باشد که سرانجام انسان در کهکشانها همصدایی خواهد یافت و از تنهایی به در خواهد آمد ، باری این فخر برای تاریخ تمدن این بشر که در این بخش از زمان بر این کره خاکی می زید باقی است و همین افتخار بس که با هر گامی که برداشته ، یا هر دردی که کشیده ، با هر چه  ساخته ، با هر چیز که کشف کرده گامی از خشونت دور شده است و به آدمی نزدیک. در این گامها قوانینی نهاده که خشونت این خصلت حیوانی را از او دور کند.در همه این احوال البته  بوده اند کسانی که خشونت را مدح گفته و آن را تقدیس کرده اند.ولی این اراده تاریخ بوده است که انسان را مدام به سوی دوری از خشونت و نفرت از آن رانده و به خشونت آئینان جز دهلیز بدنامی تعارف نکرده است.


 بهتر است که اخلافها را در سطوح ابتدایی شان باقی گذاشته و به حل و فصل آنها بپردازیم، زیرا ممکن است با گذر زمان و بدتر شدن شرایط ، نتوان مشکلات موجود را حل و فصل کرد.

سطوح گوناگون یک اختلاف

1-ناراحتی و آزردگی خاطر

2-آزار و اذیت

3-عصبانیت

4-خشونت


 رویکردهای زیادی برای حل مشکلات و اختلافات وجود دارد.

باید همیشه به خاطر داشته باشیم که اختلافها با یکدیگر مشابه نیستند و نباید در حل آنها از رویکردهای مشابه استفاده کرد چرا که استفاده از یک شیوه برای حل تمامی اختلافات و مشکلات می تواند شرایط را از آنچه که هست بدتر کند.

 5 شیوه ی اصلی حل اختلاف معرفی می شود که حول دو محور میزان قدرت و میزان درگیری فرد در اختلاف ، می چرخند و هر یک مزایا و معایب خاص خود را دارند.

1-تسلط(قدرت 3:میزان درگیری در اختلاف 1)

این شیوه معمولا" زمانی رخ می دهد که یکی از گروهها و یا افراد قدرتمند بوده و به دیگری نیازی نداشته باشند.

2- تسلیم و سر فرود آوردن (قدرت 1:میزان درگیری در اختلاف 1)

این شیوه معمولا" زمانی مورد استفاده قرار  می گیرد که یکی از افراد یا گروهها به جای اینکه به دنبال برطرف نمودن خواسته هایش باشد در برابر مشکل و اختلاف سر تسلیم فرود آورد.

3-مذاکره

این شیوه معمولا" میان افرادی استفاده می شود که از قدرت یکسان برای حل و فصل اختلافشان برخوردار بوده و برای دوام رابطه به یکدیگر وابستگی متقابل دارند.

4-به تعویق انداختن (قدرت 1:میزان درگیری در اختلاف 3)

در این شیوه هر دوطرف تمایل به فراموش کردن اوضاع داشته و امید وارند که با نادیده گرفتن مشکل ، اختلاف به خودی خود حل شود.

5-همکاری (قدرت 3:میزان درگیری در اختلاف 3)

در این شیوه ، طرفین به روی گزینه های احتمالی که می توانند مشکل و یا اختلاف موجود را حل کنند ، تمرکز داشته و با یکدیگر همکاری دارند.از بهترین شیوه هاست و همواره طرفین اختلاف در انتها برنده خواهند شد.


  4 مرحله ی حل اختلاف که می تواند به ما در حل وفصل مشکلاتمان کمک کندعبارتند از:

1-شناسایی مشکل  2-مشاجره و پاسخ    3-ارزیابی و ایجاد گزینه ها     4-راه حل و توافق


  خوب است طریق رهایی از خشونت را به دیگری هم بیاموزیم.آموختن چیزی به دیگران والاترین حرفه ها ست، به خاطر نفس آموختن.

تجربیات هیجانی ما تا حدودی بستگی به باور خود ما دارد که در هنگام قرار گرفتن در موقعیت های خشم برانگیز چه  احساسی می بایست داشته باشیم و این امر به نوبه ی خود بسته به میزان ارزشی است که بافت اجتماعی – فرهنگی ما برای خشم قائل است.از آنجاییکه خشم آزار دهنده ی ناسالم به عواملی چون (ناکامی-بی عدالتی- توهین – تهدید – قانون شکنی و ... )مربوط می شود ، طی مشاوراتی که ویندی درایدن  انجام داده است،نتیجه گرفته که موثرترین راه کمک به افراد خشمگین آن است که به جای تشویق آنها به برخورد با مشکلات هیجانی در موقعیتهای عام ، کمک کنیم تا با این مشکلات تحت شرایط خاص رو به رو شوند و در موقعیتهای خاصی که پیش  می آید با خشم کنار بیایند.


 5 روش وﻳﮊه برای کنترل خشم

الف)آرامش آموزی

ب)باز سازی شناختی

ج)تخلیه انرﮊی

از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق ، مفید و اثر بخش است.فایده آن اینست که می توان در وضعیت ذهنی آرام ، مشکل خشم برانگیز خود را حل کرد و به عنوان یک مهارت مقابله با خشم ، یک فرایند 2 مرحله ای است:

مرحله ی اول، رها ساختن تنش و برانگیختگی از سیستم

مرحله دوم، به حل مساله مربوط است.(استفاده از یک شیوه ی منظم و هدفمند برای رسیدن به یک هدف خاص که عمدتا" حل یک مشکل است.

د)حل مساله

ه)تغییر محیط


 برخورد با افراد خشن:

آنهایی که با آشوب طلبی دست به خشونت می زنند ، به یقین به محور عقل در تنظیم امور واقف یا پایبند نیستند. از آنجاییکه غالبا" افراد پرخاشگر با بدبینی و تصورات نومیدانه ی خود ، دیگران را تحت تاثیر قرار می دهند و محیط اطراف خود را پر تنش می کنند.که در صورت  مواجهه با آنان ابتدا باید موقعیت را ارزیابی کرده و به اهمیت مشکل پی ببریم ، چنانچه موضوع مهم و قابل رسیدگی است با استفاده از راهکارهای مناسب در جهت حل مشکل اقدام کنیم. و منطق ایجاب می کند که در مورد مخالفان خود از فکر و اندیشه استفاده نماییم ، نه اینکه با خشونت با آنها  رفتار کنیم.

در صورت وجود قانون علیه هر گونه آشوبگری ، قوانین و عواقب آن را به افراد تذکر دهیم.

 واکنشهایتان را روی شخص بد ررفتار ، تغییر دهید و روشهای برخوردی مناسب پیدا کنید.

توجه داشته باشید که شما روی واکنشهای خود کنترل صد درصد دارید.به خود یادآور شوید که من حرفهای این اشخاص را جدی نمی گیرم.و اجازه نمی دهم که روی من تاثیر بگذارند.می دانم حرفی که آنها می زنند در مورد من مصداق ندارد.برخورد آنها ناشی از عدم احساس ایمنی است که خودشان دارند.من می توانم حرفهایی را که دیگران به من می زنند باور نکنم.


 لازم است خود را با مهارتهایی آماده سازیم که به ما امکان می دهد:

الف) توان ابراز  و یا کنترل احساسات خود را داشته باشیم تا در مقابل بتوانیم حقایق را آن گونه که هست ببینیم.

ب)حقوق خود را مطرح کنیم.

ج)بتوانیم جملات خود را با من آغاز کنیم.

د)در برابر در خواست های ناعادلانه نه بگوییم.

با این سیاست به آینده مطمئن تری می رسید و اجازه نمی دهید که حرفهای اشخاص بد رفتار روی روحیه و آینده شما ﺗﺄثیر سوء بر جای بگذارد.

 

منبع : بسمه تعالیدربرابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟
برچسب ها : اختلاف ,خشونت ,شیوه ,استفاده ,مشکل ,میزان ,میزان درگیری ,داشته باشیم ,شیوه معمولا ,معمولا زمانی ,شیوه معمولا زمانی دانلود زيرنويس فارسي

چگونه می توانیم کشور و جامعه ای دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟

:: چگونه می توانیم کشور و جامعه ای دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟

هر مسلمانی می داند که مکتب انسان ساز اسلام ، مروج چه اندیشه ای است.نگاهی عمیق و دقیق به سیره ی اولیاء و انبیاء مخصوصا" روش و رفتار کامل ترین انسان ها ، حضرت خاتم المرسلین (ص) راه را برای همگان روشن می کند.

پیامبر گرامی اسلام (ص( نیز طبق فرمان خداوند  و با توجه به ظرفیت فکری مخاطبان با برخی تنها بر اساس استدلال عقلی گفت و گو می کرد ، با گروه دوم از راه نصیحت و بیان در خور فهم آنان وارد می شد و با افرادی که لجوجانه به عقاید خویش چسبیده و درهای ذهن خود را بر هر گونه استدلال یا نصیحتی بسته بودند ، با جدل وارد مذاکره می شد.

لیکن با ﮐﮊ اندیشان مهاجم که نمی شد با آرامش مذاکره کرد ، شمشیر به دست می گرفت زیرا که حرف شنو نبودند.آسان ترین راه برای هدایت اینان دست به شمشیر بردن است که پیامبر اکرم (ص) از آن راه بهره می جست.


 

 اسلام دین مهر و محبت و مخالف خشونت

بدون تردید ، همه ی ادیان آسمانی به وﻳﮊه دین مبین اسلام بر پایه مهر و محبت و برابری مردم در پیشگاه خداوند متعال بنا شده است،در آموزه های دینی به پیشی گرفتن رحمت خدا بر خشم و غضب وی اشاره شده است.و کیفر و عذاب او مگر بر قانون شکنان وتجاوز گران به مال و جان و ناموس و حقوق دیگران نمی رسد.

پیامبر گرامی اسلام خود دارای اخلاق نیک و پسندیده بود و خداوند متعال او را به این صفت نیک می ستایدو می فرماید:

﴿ و֝ ا ّﻧﻚ֝ ֝ﻟﻌ֝لیﺧُلُقٍ عظیم. ﴾

تو دارای اخلاق – روش و منش – بسیار نیکویی هستی.

در جای دیگر می فرماید:

﴿ وَﻟَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیِظَ  اٌلْقَلْبِ لَانْفَضّواْ مِنْ حَوْ لَکِ. ﴾

اگر بد اخلاق و درشتخو بودی ، از گردت پراکنده می شدند.

در قرآن کریم تمام سوره ها با نام خداوند رحمن و رحیم ،خدای مهر گستر مهربان آغاز می شود ،مگر یک سوره (سوره ی توبه) که آن هم در ارتباط با پیمان شکنی مشرکان است که قرار داد مورد توافق طرفین را زیر پا نهادند.

از سوی دیگر تمام صفات و اسمای الهی که در آخر آیات قرآن کریم آمده است و حکم محکمات آیه را دارد ، در مجموع 12/5%آن در ارتباط با مهربانی و مهر گستری خداوند است و تنها 3/15%آن مربوط به خشم و انتقام خداوند است.

گفت و گوی سازنده و پرثمر به منظور دستیابی به درک بهتر و کارسازتر از شرایط دائما"متحول زمانه و اتخاذ رویکردهای کار آمد در قبال آنها ، در صورتی که در درون یک چارچوب قانونی و با توجه به اصول بنیادینی نظیر عدالت اجتماعی و رعایت خیر و صلاح عامه و التزام به آموزه  ای اخلاقی صورت پذیرد. بالاترین بازده مطلوب را به بار خواهد آورد.

حاکمیت قانون و اخلاق می تواند از جایگزین شدن خشونت به عوض گفت و گو جلوگیری به عمل آورد و زمینه را برای گفت و شنود سازنده مهیا سازد. در درون این چار چوبهای قانونی و اخلاقی می توان در باب مسائلی که می توانند به رشد اجتماعی و بالا رفتن میزان مشارکت عامه کمک رسانند،به بحث پرداخت.

از جمله مهمترین این قبیل مسائل خود بحث از ضرورت روند مستمر قانونمند شدن جامعه و لزوم اتخاذ رویکرد اخلاقی در قبال امور است.

توجه به این نکته که تغییرات بیرونی ، تجدید نظر مستمر در قوانین را الزامی می سازد ، می تواند باب این بحث سازنده را بگشاید که چگونه و بر مبنای کدام موازین می توان در هر مقطع زمانی مناسب ترین قوانین را برای تمشیت امور جامعه  تدوین و پیشنهاد کرد به طوری که با بهره گیری از آنها سیر تکاملی جامعه شتاب فزاینده تری پیدا کند.

از سوی دیگر ، انسان این ظرفیت را دارد که با مهار و کنترل خویشتن از انرﮊی های درونی ، نیرویی تولید کند که نه تنها مخرب نیست بلکه سازنده و رشد دهنده است.

خشم یکی از احساسات طبیعی انسانی است که اگر به خوبی هدایت  و کنترل شده و گفت و گو جایگزین پرخاشگری گردد، جراحت حاصل از خشم می تواند به بهترین شکل شفا یافته و روابط بین انسانها هر چه بیشتر به سلامت و رضایت منتهی گردد.

 

مگر کسی می تواند انکار کند که اسلام دین رحمت است. مگر می شود انکار کرد که خدای سبحان ، آن است که "سبقت رحمته غضبه" و مگر معنی سبقت گرفتن رحمت خدا بر غضبش چیزی جز غلبه بر غضب اوست و مگر قرآن کریم این مطلب را تایید نکرده است؟ ولو لا کلمه سبقت من  ربک.

در قرآن آمده است :

﴿و ما ارسلناک رحمه للعالمین﴾

محبت و مهربانی و لطف نسبت به تمامی مخلوقات خدا و از جمله همه ی انسانهاست.

و همه ی پیروان پیامبر (ص) موظف به پیروی از الگوی او هستند، ﴿لکم فی رسول الله اسوه حسنه﴾

آیا خوی و خصلت با عظمت پیامبر اسلام (ص) چیزی جز خوشرویی با همه مخاطبان و مدارا و مروت با دوستان و دشمنان بوده است؟

پیامبر گرامی اسلام (ص)فرموده است: ﴿امرنی ربی بمداراه الناس کما امرنی بتبلیغ الرساله﴾

پروردگارم به من دستور مدارا با همه ی مردم را صادر کرده است همانگونه که دستور به تبلیغ رسالت داده است.

امیر ﻣﺆمنان (ع) فرموده است:

﴿ابذل لا خیک دمک و مالک و لعدوک عدلک و انصافک و للعامه بشرک و احسانک﴾

در مقابل برادرت از خون و مالت بگذر و در مقابل دشمنت عدالت و انصاف خود را بذل کن و در مقابل همه مردم خوشرویی و بخشش و نیکو کاریت را عرضه کن.

و نیز می فرماید:

" به هنگام عصبانیت (نه  تصمیم – نه تنبیه -نه دستور). "

آیا خوشرویی چیزی جز "لبخند زدن و تبسم کردن "است؟

در تمامی نمازهای یومیه چندین بار صفات رحمن و رحیم را تکرار می کنیم. اثر تربیتی این تلقین چیزی جز رحمت الهی است که در قلب ﻣﺆمن تجلی می کند؟

منبع : بسمه تعالیچگونه می توانیم کشور و جامعه ای دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟
برچسب ها : اسلام ,پیامبر ,خداوند ,رحمت ,اخلاق ,چیزی ,قرآن کریم ,پیامبر گرامی ,گرامی اسلام ,دارای اخلاق ,خداوند متعال ,پیامبر گرامی اسلام دانلود زيرنويس فارسي

خشونت از کجا نشات گرفته است؟

:: خشونت از کجا نشات گرفته است؟

به راستی این خشونت چیست؟ازچه جنسی است؟و از جان و زندگی بشر چه می خواهد که از پگاه حیاتش بر کره خاک (قتل هابیل)تا به امروز یک دم از همراهی او دست بر نداشته است؟

امروزه پا به پای پیشرفت و ترقی جوامع بشری مشکلات و گرفتاریهای عدیده ای نیز در عرصه حیات انسانی بروز و به اشکال گوناگون هویدا می گردد.

خشونت آفت جامعه بشری است.عمر خشونت به درازای عمر بشر است.آنجا که پای خشونت می رسد ، تدبیر و عقلانیت و منطق رخت بر می بندد و به قول معروف به گاه خشونت عقده انسان بر عقیده او مسلط می شود.

خشم احساسی طبیعی در انسان است که افراد آن را به نوعی تجربه می کنند.هر وضعیتی که ما را ناکام کند باعث ایجاد خشم می شود.ناکامی یعنی نرسیدن به خواسته های فردی.وقتی عاملی مانع رسیدن فرد به هدف و خواسته ها شود،عصبانیت بروز می کند.

از جنبه شخصی و روانی ، خشونت به معنای بروز ناگهانی و انفجارگونه ی نیرویی است که صورتی تهدید کننده ، مخرب و احیانا" قتال به خود می گیرد.

در خشونت علیه غیر ، چنان که تامس آکویناس یادآور شده ، اراده آزاد دیگری زیر پا گذارده می شود.

در صورتی که خشم به شیوه ای غلط ابراز شود یعنی سبب واکنش های غضب آلود و پرخاشگرانه گردد، نه تنها مشکلات حل نشده باقی می ماند بلکه بیشتر می شود که مهم ترین اثر آن اختلال در ارتباط با دیگران است.

گاه با افرادی رو به رو می شویم که به وﯾﮊه در رویارویی با غرایز و نیازهای روانی خود ، دچار ناتوانی می شوند.انسان هایی که تحمل انتقاد و ناکامی را نداشته و در مواجهه با آن ها بر می آشوبند و خود یا دیگری و یا هر دو را قربانی این برآشفتگی می کنند.

خشونت اجتماعی و سیاسی ، نیز همانند هر پدیدار دیگر معلول علل گوناگون است از جمله بی عدالتی اجتماعی.

یکی از اثرات عاطفی بر روی کودکانی که شاهد خشونت در خانه هستند ، احساس خشم ، خشم از خشونت ، بد رفتاری و نداشتن زندگی طبیعی است.

علمای علوم اجتماعی می گویند:ریشه خشونت ،احساس محرومیت نسبی است.

صاحب نظران مسایل اجتماعی در کنار سایر ﻣﺆلفه ها که در پدید آمدن خشونت ﻣﺆثر می دانند،عامل محیطی را نیز جزیی از ﻣﺆلفه های ﻣﺆثر در بروز خشونت در فرد و اجتماع قلمداد می نمایند.

در نظام استبداد فردی ممکن است بدترین نوع خشونت مطرح شود.

اما از یک منظر فلسفی ، می توان همه این علل مختلف را تجلیات متفاوت دو علت اصلی به شمار آورد:

تعارض آرا و عقاید ویا تضاد منافع (حقوق).

این دو علت اصلی را می توان در قالب یک نماد یا پدیدار واحد یعنی فقدان زبان مشترک بازیابی کرد.بر این اساس خشونت اجتماعی ،در بسیاری موارد زمانی بروز می کند که "حقها " با یکدیگر برخورد می کنند و زبان مشترکی برای رفع تعارض موجود نیست."حق " های مورد اشاره حقوقی هستند که افراد یا هویات یا نهاد های اجتماعی برای خود قائلند(صرف نظر از آنکه در باور به واجد این حقوق بودن موجه باشند یا نه).

تعارض میان حقوق ، به نوبه خود ناشی از تفاوتهای بنیادین در نحوه ی تلقی افراد و جوامع از خویش و جهان پیرامون است.به عنوان مثال ، آنکه بر مبنای جهان بینی خاص خود ، خویشتن یا گروه و طبقه ای را که بدان تعلق دارد ، برتر از دیگر افراد و گروه ها به شمار می آورد،به الزام این دیدگاه ، به خود حق می دهد به جان و مال کسانی که آنان را مادون و فروتر محسوب می کند ، دست تطاول دراز کند.این تفاوتها در غیاب یک زبان مشترک برای تسهیل تفهیم و تفاهم می تواند زمینه ساز بروز خشونت و ظهور رفتار پرخاشگرانه و ستیزه جویانه شود.


 

از یک دیدگاه خشونت به دو بخش کلی تقسیم شده است و فلش برسی از کل به جزء است.

 1-خشونت های بین المللی و ملی 2-خشونتهای اجتماعی و فردی

چون اسلام بر خلاف سایر ادیان در خیلی از موارد در کنار جامعه ، فرد را مورد توجه قرار داده و باید نباید ها را به او روشن می سازد و به تعبیری در فلسفه اخلاقی اسلام نگاه (اتمیستی)مشهود است و اسلام می خواهد با استقرار خصال طیبه در فرد و جامعه خصلت اجتماعی را طوری تنظیم نماید تا سعادت جمعی پیروان این دین تامین گردد.


 

در یک بررسی دقیق ، هر دو بخش از خشونت های فوق در خیلی جهات در هم آمیختگی و تداخل جدی با هم دارند.خشونت های فردی خود دارای مصادیق گوناگون می باشد و در کل می توان آن را نیز به سه قسمت کلی تقسیم کرد:

1-خشونت های پنداری  2-خشونت های گفتاری 3-خشونت های کرداری

 

منبع : بسمه تعالیخشونت از کجا نشات گرفته است؟
برچسب ها : خشونت ,اجتماعی ,بروز ,فردی ,افراد ,حقوق ,زبان مشترک ,بروز خشونت ,خشونت اجتماعی دانلود زيرنويس فارسي

چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟

:: چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟

نوزاد انسان با توانایی اندکی برای سازگاری با محیط بیرون و مدارا با درون خویش متولد می شود. پدران و مادران طبق سنت موظفند فرزندانشان را تربیت کنند تا به سطحی از توانایی برسند که بتوانند به طور مستقل زندگی کرده و در برابر محرک های مختلف انسانی و محیطی واکنش منا سب نشان دهد.

شاید در گذشته های دور که زندگی از جنبه های گوناگون نسبت به اکنون متفاوت بود ، روش های سنتی می توانست پاسخگوی آماده سازی کودک برای بزرگسالی باشد اما پیچیده شدن زندگی و افزایش و تنوع روز افزون محرک های محیطی ما را نیازمند آموختن شیوه های جدیدی برای رویارویی با مشکلات و سازگاری با مسائل زندگی کرده است.


 وراثت یا تربیت کدام یک در نحوه ی ابراز خشم ﻣﺆ ثرتر است؟

هر چند شرایط جسمی و فیزیو لوﮊیک ﺗﺄثیر مستقیمی بر میزان عصبانیت دارد اما به تنهایی کافی نیستف بلکه تعیین کننده ی اصلی رفتار فرد ساختار شخصیتی است . اگر فرد طی دوران کودکی یاد گرفته باشد با ابراز شدید خشم به خواسته های خود برسد، در بزرگسالی نیز از این شیوه استفاده خواهد کرد.در واقع او در طی زمان یاد گرفته که با تظاهر به خشم یا پرخاشگری به اهدافش برسد.

شخصیت پدر و مادر و نحوه ی تربیت آنها نقش به سزایی در شکل گیری نحوه ی ابراز خشم در کودکان دارد.گاهی کودکان با پدر یا مادر پرخاشگر ، همانند سازی می کنند و رفتار آنان را الگوی خود قرار می دهند.


  آیا خود شیفتگی افراد با خشونت طلبی آنها رابطه ای دارد ؟

"خود شیفتگی افراد با خشونت طلبی آنها رابطه ای معنا دار دارد. زیرا به محض اینکه فرد خود شیفته احساس خویش را جریحه دار می بیند، شدید ترین واکنش ها را در قبال آن بروز می دهد.از نظر فرد خود شیفته هر چه که متعلق و مرتبط به خود او باشد ، جالب ، پاک و ارزشمند است و هر چه که در تعارض با "او" قرار گیرد ، بی ارزش ، نادرست و پلید است."

خشونت طلبانی از این دست گاهی پرخاشجویی غیر قابل باوری را در برابر کوچکترین اقدام برای آگاهی بخشی به آنان روا می دارند.

تفاوت میان خشونت طلب انتقام جو و خشونت طلب غریزی  

در نوع انتقام جو ، خشونت معمولا" شدید ، بیرحمانه ، سیری ناپذیر و حتی حامل احساس رضایت شهوانی برای خشونت طلب است. این افراد این نیاز روانی خود را تحت عنوان "عطش انتقام " پنهان می کنند.

"گروهی از خشونت طلبان ، همواره به دنبال ویران سازی می باشند . اینان درونشان را  از نفرت و کینه انباشته اند.هر کلمه ای که از زبان یا قلمشان صادر می شود ، در پی ویران سازی شخصیتی یا ساختاری است.برای آنان آرمان و ایدیولوﮊی مطرح نیست ، این افراد با تحریک پست ترین غرایز بشری فقط و فقط به نابود کردن می اندیشند.روزی در این گروه و روزی در گروه مقابل ."

منبع : بسمه تعالیچگونه عده ای خشونت را می آموزند؟
برچسب ها : خشونت ,افراد ,سازی ,زندگی ,آنان ,انتقام ,آنها رابطه ,ویران سازی ,طلبی آنها ,خشونت طلبی ,شیفتگی افراد دانلود زيرنويس فارسي

چگونه می توانیم جوامع منطقه و جهان را از خشونت برهانیم؟

:: چگونه می توانیم جوامع منطقه و جهان را از خشونت برهانیم؟

در فرهنگ سیاسی-اجتماعی بار معنایی کلمه خشونت قدری فرق می کند. در فرهنگ سیاسی ، خشونت (VIOLENCE)شامل آن قسمت از افعال آدمی است که در آن از مقررات و قوانین و سنن مرسوم و رایج جوامع تخطی و سرپیچی صورت گیرد که حوزه تعریف جامعه شامل خرد  و کلان است و می شود جامعه را در مقیاس خامواده ، مدرسه ، محله ، شهر و روستا تا کشور و مجامع جهانی فرض نمود.

عنادها ، بهانه جوییها ، قدرت طلبی ها،ایجاد رعب و وحشت در هیچ برهه ای از زمان نتوانسته است جای یک لحظه لبخند تبسم و نگاه رضایت را بگیرد.

غلبه عنصر مذاکره و گفت و گو بر عنصر کهن خشونت بیش از هر چیز به گذشت زمان نیاز دارد.این زمان ، انسانها اگر بخواهند که فردا ، عصر مفاهمه باشد، بیش از هر چیز باید جانبدار بردباری و خویشتن داری باشند.

کشور ما در موقعیتی خاص قرار دارد که خشونت سیاسی و راه های مبارزه با آ« را به مبحثی اساسی تبدیل می کند و یکی از دلایل این موقعیت خاص ویﮊگی قرار گرفتن آن در یک محیط بین المللی بحرانی ، پرتعارض و خشونت آمیز است.

ما در محیط بین المللی زندگی می کنیم که به شدت ضد آزادی و اقتدار مدار است و به سختی حاضر به تحمل یک قطب ملی آزادی و شکوفایی اقتصادی درون خود می باشد . برعکس این محیط آمادگی دارد از تمامی وسایل مستقیم و غیر مستقیم ، از تمامی راه های فشار و حتی تزویر های سیاسی استفاده کند تا مانع از بوجود آمدن چنین قطبی شود و بهترین کار در این زمینه دامن زدن به خشونت سیاسی است.

هر بار یک انقلاب بزرگ اجتماعی درون یک گستره ی بزرگ جغرافیایی که با آن همخوانی ندارد ، ظاهر می شود ، پیرامون آن ، شروع به وارد آوردن فشار بر آن می کنند.

و ما که ایرانیانیم ، یکی از نخستین منادیان صلح و تحمل در روی زمین ، با تن هایی خون چکان از تیغ جهل و خشونت ، هنوز ساکن و باقی بر فلاتی که جای پای هزاران ساله پدرانمان بر آن است و هنوز صدای زاری مادرانمان در گوش هاست ، در زمره نرم روترین ، پر شورترین ، متحمل ترین و پر مداراترین پیروان دین اسلام بوده ایم.مردمی شاداب و دور از خشونت که یادمان  های بزرگشان از جنس غزل است ، محراب هایشان را گلفرش کرده اند ، فیروزه ای گنبد خانه خدایشان بر فیروزه آسمان طعنه می زند ، مناره نساخته اند تا از بالایش تیر بیندازند و کمان بکشند ، بلکه بر آن بلندی ها، خدای بزرگ ، مهربان و بسیار بخشنده را صلای گفته اند.

ما ایرانیانیم که غزل ها ، مناره ها و گلدسته ها با دل دریایی خود، در دل تاریخ چه بامدادان که برخاسته ایم و وحشیان هلهله زن و خون طلب را بر بالای سر دیده ایم و هر کدام از اینها پس از سالیانی ماندن در این خاک به طلسم مهر و غزل ما گرفتار آمده ، ایرانی تر از ایرانی شده اند  و تا نوبتشان پایان گیرد شمشیر در غلاف کرده ، شاعران را صله داده اند، مگر نامشان در دفتر تاریخ ثبت شود.

در مورد خشونت نظامی مسائل واضح اند. از طرفی ، شبح تروریسم و مساله ی معناهایی که تروریسم به خود می گیرد و چاره هایی که می توان برای آن پیدا کرد مطرح است.

در این مورد هم پیشنهاد ات انضمامی فراوانند : مثلا" مجازاتهایی علیه کشور هایی که به اعمال تروریستی دست می زنند یا از این اعمال حمایت می کنند ، مبادله ی اطلاعات و همکاری مستحکم تری میان تشکیلات ضد تروریستی ، بهبود ابزار هدف یابی و حفاظت ویﮊه از هدفهای حساس .ما به خصوص با مساله ی سیاستهای نظامی که باید در فضای جدید بین المللی در پیش گرفت ، مواجهیم.

همه ی این موارد متضمن تصمیم گیریهایی هستند که با توجه به تغییراتی که این تصمیم گیریها در رفتارها به وجود خواهند آورد وبا توجه به تغییرات وسیعی که به دنبال خواهند داشت به نظر تصمیم گیریهای ناگهانی می رسند.

باید با حرفه ای کردن نیروی انتظامی ابعاد جدیدی به آنها دادو به جستجوی توافقها و اتحادهای جدیدی بود.

هدف افزایش امنیت است.تمام کشورها بدون توجه به اندازه قدرت و ثروت حق مساوی برای ایجاد امنیت دارند. اگر اکثر یت کشورهای در حال توسعه نتوانند امنیت داشته باشند ، هرگز در جهان صلح و صفا برقرار نخواهد شد.

خشونت از یادگارهای جوامع ابتدایی ، جوامع عشیره نشین و جوامعی است که با همزیستی ، سازگاری و تساهل الفت و آشنایی نداشته باشند.

امروزه مساله پایان دادن به خشونت جزء مهمترین بخش قوانین اساسی اکثر کشور هاست.

ما باید در عرصه های بین المللی به تنش زدایی بپردازیم.

ما جامعه ای هستیم که پایبند اصول و روابط بین المللی هستیم و می خواهیم در طریق همزیستی و همکاری گام برداریم.

بهترین مجازات برای خشونت طلبان ، حفظ آرامش است.

روش مبارزه ی امام خمینی مبتنی بر خشونت نبود.امام روش مبارزه مسلحانه را تایید نمی کردند یا لااقل بر آن تاکیدی نمی ورزیدند، حتی صریحا" در نجف فرموده بودند که این روش ها به جایی نمی رسد و افتخار انقلاب اسلامی ایران ، استفاده از روش های مسالمت آمیز بوده است.

استفاده از شیوه ی مذاکره قانونمند برای افرادی که به یکدیگر احترام گذاشته و طالب برقراری رابطه طولانی مدت هستند ، بسیار سودمند است.در این رویکرد ، افراد بر سر قوانین جهت حل اختلافات خود به توافق رسیده و در پایان هر دو طرف برنده و راضی خواهند بود.

البته آمادگی برای شنیدن و گشودن دریچه های وجودی خود  بردیگری مشکل است.

 ما باید امید وار  باشیم به این که گوش جان همه جهانیان ، آمادگی شنیدن این خطاب الهی را داشته باشد که :

﴿فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه﴾

 

خشونت های بین المللی خصوصا" اینکه در خلال تاریخ جاری و ساری باشد و به اشکال مختلف اعم از جنگ سرد  و جنگ تمام عیار تداوم داشته باشد،جزعی از ماهیت فکری افراد آن جامعه می گردد.

سالها پیش فیلسوفی قائل به توان و قدرت گفت و گو ،متذکر شد که بزرگترین گام به سمت یک دنیای بهتر و صلح آمیز تر زمانی برداشته شد که استدلالها پشتوانه شمشیر ها قرار گرفتند و بعدا" حتی در مواردی جایگزین آنها شدند.

با این امید که دوران کینه توزی و زور گویی و خشونت به سر آید و صدای عشق به حق و عدالت و حرمت انسانی در گنبد گیتی طنین انداز شود و همگی هم صدا با آیینه ی شفاف روح قدسی انسانی حافظ، ترنم این بیت را در واقعیت زندگی در یابند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر              یادگاری که در این گنبد دوار بماند

والسلام

 

 

 

 

 

 

منبع : بسمه تعالیچگونه می توانیم جوامع منطقه و جهان را از خشونت برهانیم؟
برچسب ها : خشونت ,المللی ,سیاسی ,کشور ,جامعه ,جوامع ,خشونت سیاسی ,فرهنگ سیاسی دانلود زيرنويس فارسي

دربرابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟

:: دربرابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟

تاریخ به هیچ بهانه به اهل خشونت ارفاق نمی کند.

اگر درست باشد که سرانجام انسان در کهکشانها همصدایی خواهد یافت و از تنهایی به در خواهد آمد ، باری این فخر برای تاریخ تمدن این بشر که در این بخش از زمان بر این کره خاکی می زید باقی است و همین افتخار بس که با هر گامی که برداشته ، یا هر دردی که کشیده ، با هر چه  ساخته ، با هر چیز که کشف کرده گامی از خشونت دور شده است و به آدمی نزدیک. در این گامها قوانینی نهاده که خشونت این خصلت حیوانی را از او دور کند.در همه این احوال البته  بوده اند کسانی که خشونت را مدح گفته و آن را تقدیس کرده اند.ولی این اراده تاریخ بوده است که انسان را مدام به سوی دوری از خشونت و نفرت از آن رانده و به خشونت آئینان جز دهلیز بدنامی تعارف نکرده است.


 بهتر است که اخلافها را در سطوح ابتدایی شان باقی گذاشته و به حل و فصل آنها بپردازیم، زیرا ممکن است با گذر زمان و بدتر شدن شرایط ، نتوان مشکلات موجود را حل و فصل کرد.

سطوح گوناگون یک اختلاف

1-ناراحتی و آزردگی خاطر

2-آزار و اذیت

3-عصبانیت

4-خشونت


 رویکردهای زیادی برای حل مشکلات و اختلافات وجود دارد.

باید همیشه به خاطر داشته باشیم که اختلافها با یکدیگر مشابه نیستند و نباید در حل آنها از رویکردهای مشابه استفاده کرد چرا که استفاده از یک شیوه برای حل تمامی اختلافات و مشکلات می تواند شرایط را از آنچه که هست بدتر کند.

 5 شیوه ی اصلی حل اختلاف معرفی می شود که حول دو محور میزان قدرت و میزان درگیری فرد در اختلاف ، می چرخند و هر یک مزایا و معایب خاص خود را دارند.

1-تسلط(قدرت 3:میزان درگیری در اختلاف 1)

این شیوه معمولا" زمانی رخ می دهد که یکی از گروهها و یا افراد قدرتمند بوده و به دیگری نیازی نداشته باشند.

2- تسلیم و سر فرود آوردن (قدرت 1:میزان درگیری در اختلاف 1)

این شیوه معمولا" زمانی مورد استفاده قرار  می گیرد که یکی از افراد یا گروهها به جای اینکه به دنبال برطرف نمودن خواسته هایش باشد در برابر مشکل و اختلاف سر تسلیم فرود آورد.

3-مذاکره

این شیوه معمولا" میان افرادی استفاده می شود که از قدرت یکسان برای حل و فصل اختلافشان برخوردار بوده و برای دوام رابطه به یکدیگر وابستگی متقابل دارند.

4-به تعویق انداختن (قدرت 1:میزان درگیری در اختلاف 3)

در این شیوه هر دوطرف تمایل به فراموش کردن اوضاع داشته و امید وارند که با نادیده گرفتن مشکل ، اختلاف به خودی خود حل شود.

5-همکاری (قدرت 3:میزان درگیری در اختلاف 3)

در این شیوه ، طرفین به روی گزینه های احتمالی که می توانند مشکل و یا اختلاف موجود را حل کنند ، تمرکز داشته و با یکدیگر همکاری دارند.از بهترین شیوه هاست و همواره طرفین اختلاف در انتها برنده خواهند شد.


  4 مرحله ی حل اختلاف که می تواند به ما در حل وفصل مشکلاتمان کمک کندعبارتند از:

1-شناسایی مشکل  2-مشاجره و پاسخ    3-ارزیابی و ایجاد گزینه ها     4-راه حل و توافق


  خوب است طریق رهایی از خشونت را به دیگری هم بیاموزیم.آموختن چیزی به دیگران والاترین حرفه ها ست، به خاطر نفس آموختن.

تجربیات هیجانی ما تا حدودی بستگی به باور خود ما دارد که در هنگام قرار گرفتن در موقعیت های خشم برانگیز چه  احساسی می بایست داشته باشیم و این امر به نوبه ی خود بسته به میزان ارزشی است که بافت اجتماعی – فرهنگی ما برای خشم قائل است.از آنجاییکه خشم آزار دهنده ی ناسالم به عواملی چون (ناکامی-بی عدالتی- توهین – تهدید – قانون شکنی و ... )مربوط می شود ، طی مشاوراتی که ویندی درایدن  انجام داده است،نتیجه گرفته که موثرترین راه کمک به افراد خشمگین آن است که به جای تشویق آنها به برخورد با مشکلات هیجانی در موقعیتهای عام ، کمک کنیم تا با این مشکلات تحت شرایط خاص رو به رو شوند و در موقعیتهای خاصی که پیش  می آید با خشم کنار بیایند.


 5 روش وﻳﮊه برای کنترل خشم

الف)آرامش آموزی

ب)باز سازی شناختی

ج)تخلیه انرﮊی

از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق ، مفید و اثر بخش است.فایده آن اینست که می توان در وضعیت ذهنی آرام ، مشکل خشم برانگیز خود را حل کرد و به عنوان یک مهارت مقابله با خشم ، یک فرایند 2 مرحله ای است:

مرحله ی اول، رها ساختن تنش و برانگیختگی از سیستم

مرحله دوم، به حل مساله مربوط است.(استفاده از یک شیوه ی منظم و هدفمند برای رسیدن به یک هدف خاص که عمدتا" حل یک مشکل است.

د)حل مساله

ه)تغییر محیط


 برخورد با افراد خشن:

آنهایی که با آشوب طلبی دست به خشونت می زنند ، به یقین به محور عقل در تنظیم امور واقف یا پایبند نیستند. از آنجاییکه غالبا" افراد پرخاشگر با بدبینی و تصورات نومیدانه ی خود ، دیگران را تحت تاثیر قرار می دهند و محیط اطراف خود را پر تنش می کنند.که در صورت  مواجهه با آنان ابتدا باید موقعیت را ارزیابی کرده و به اهمیت مشکل پی ببریم ، چنانچه موضوع مهم و قابل رسیدگی است با استفاده از راهکارهای مناسب در جهت حل مشکل اقدام کنیم. و منطق ایجاب می کند که در مورد مخالفان خود از فکر و اندیشه استفاده نماییم ، نه اینکه با خشونت با آنها  رفتار کنیم.

در صورت وجود قانون علیه هر گونه آشوبگری ، قوانین و عواقب آن را به افراد تذکر دهیم.

 واکنشهایتان را روی شخص بد ررفتار ، تغییر دهید و روشهای برخوردی مناسب پیدا کنید.

توجه داشته باشید که شما روی واکنشهای خود کنترل صد درصد دارید.به خود یادآور شوید که من حرفهای این اشخاص را جدی نمی گیرم.و اجازه نمی دهم که روی من تاثیر بگذارند.می دانم حرفی که آنها می زنند در مورد من مصداق ندارد.برخورد آنها ناشی از عدم احساس ایمنی است که خودشان دارند.من می توانم حرفهایی را که دیگران به من می زنند باور نکنم.


 لازم است خود را با مهارتهایی آماده سازیم که به ما امکان می دهد:

الف) توان ابراز  و یا کنترل احساسات خود را داشته باشیم تا در مقابل بتوانیم حقایق را آن گونه که هست ببینیم.

ب)حقوق خود را مطرح کنیم.

ج)بتوانیم جملات خود را با من آغاز کنیم.

د)در برابر در خواست های ناعادلانه نه بگوییم.

با این سیاست به آینده مطمئن تری می رسید و اجازه نمی دهید که حرفهای اشخاص بد رفتار روی روحیه و آینده شما ﺗﺄثیر سوء بر جای بگذارد.

 

منبع : بسمه تعالیدربرابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟
برچسب ها : اختلاف ,خشونت ,شیوه ,استفاده ,مشکل ,میزان ,میزان درگیری ,داشته باشیم ,شیوه معمولا ,معمولا زمانی ,شیوه معمولا زمانی دانلود زيرنويس فارسي